زندگی اب راهیست بنام وفا
JavaScript Codes
من یه جزیره بودم...
دختر ماه اسفند
پري اشک و لبخند
قداستِ يه سوگند
نقاشي قشنگه
دستاي آفرينش
واي که چه چيزي چيده!
دستاي خوشه چينش
تو باغِ سبزِ چشمات
شعله جوونه کرده
خورشيدِ تن طلايي
پيش تو سيب زرده
آدمکهاي برفي، مي ترسن از نگاهت
ستاره ها مي سوزن ، تو چشمهاي سياهت
تو اومدي و بازم ، جاده تو رُ قدم زد
لالايي قدم هات ، خوابِ گلُ بهم زد
نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت
1:59 توسط مهدی| |


