من یه جزیره بودم...
خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار تقدیم به تک عشم من عشق را درتو تو را در دل دلم را موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش ، خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم زندگی رو دوست دارم با تموم بد بیاریش
عاشقی رو دوست دارم با تموم بی قراریش من میخوام اشکو بفهمم وقتی از چشام میریزه تنهایی گرچه کشنده ست واسه من خیلی عزیزه ! ******* تو کتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خسته است جای بارون بهاری روی چترای شکسته است اما من میگم که عاشق همه ی دنیا رو داره همه چترا رو باید بست وقتی آسمون می باره ******* زنده بودن نمی خوام زندگی قاموس منه فقط و فقط دورنگی تنها کابوس منه ******* کاش می شد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک قطره ی آبی باشیم رو قلب خشک و پرترک واسه عشق و عاشقی تو سختیهاش کم نذاریم واسه خودمون آدمی باشیم نه آدمک ! ******* خیلی ها میگن که عاشقی رو دیدار بدونین اما من میگم که عشقو طرح دیوار ندونین من میخوام که مثه موج نباشم اما بمونم کاش میشد تو عین سختی بازم عاشق بمونیم . . .
عشق يعني قطره و دريا شدن 

![]()
عشق يعني مستي و ديوانگي - عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر - عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن - عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن - عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن - عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار - عشق يعني هرچه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن - عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب - عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني ، آه شبان - عشق يعني معني رنگين كمان 
نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت
10:53 توسط مهدی| |
نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت
1:20 توسط مهدی| |
نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت
0:9 توسط مهدی| |


