من یه جزیره بودم...
توی دنيا اگر قرار بود جای چيزی باشم دوست داشتم مهربون نازنینم! زندگي يک آرزوي دور نيست؛ اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که ترا عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیل سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند کرچه دوری زبرم همسفر جان منی قطره اشکی و در دیده گریان منی این مپندار که یادت برود از نظرم خاطرت جمع که در قلب پریشان منی عدو با جان حافظ ان نکردی که تیر چشم ان ابرو کمان کرد حس که پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم .
گفته بودی که چرا محو تماشای منی انچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی
جای اشک روی صورت تو باشم !
تو چشمات متولد بشم...
روی پلکات جون بگيرم...
روی گونه هات جاری شم...
روی لبات بميرم.
تا بدونی چقدر دوستت دارم...
تا بدونی برای من همه دنيام هستی و تا ابد دوستت دارم بهترينم...
زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
هرچه ناپيدا صدايت ميزند
جنگل خاموش ميداند تو را؛
با صدايي سبز ميخواند تو را
زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست
پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگيست... 













نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت
17:40 توسط مهدی| |
نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت
1:29 توسط مهدی| |
نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت
0:2 توسط مهدی| |
نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت
0:30 توسط مهدی| |


